تبليغاتX
"پوروچیست و جاماسب"

 

خیلی وقت پیش !

ماشین پنچر شد و مجبور شدیم همه با هم سوار یه ماشین بشیم اونم 10 تایی . من نشستم بغل جاماسب و جاماسب مدام تو گوشم وز وز می‌کنه تکون نخوره من وضعیتم ناجوره . آخرش حرصم می‌گیره بلند داد می‌کشم س جان یه جایی نگه دار جاماسب جیش داره کشت این جا منو .

دو روز پیش !

داره رانندگی می‌کنه دوستش و خانومش هم هستن معذبم هنوز باهشون . بهش مسیج می‌زنم جاماسب یه جایی نگه دار برا دستشویی . بلند داد می‌کشه صبر کن سر راه یه مسجد هست وسط بیابون که نمی‌تونی جیش کنی .

پسره‌ی بی‌شور .

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 0:39 توسط .:. "پوروچیست و جاماسب" .:.


 

بسیار دلپذیره کسی که یک لحظه آرام و قرار نداره و یک جا بند نیست تمام مدت جشن کنارت نشسته باشه و محکم تو رو چسبیده باشه حتی اگر دلیلش حضور یک حیوان خانگی 5 کیلوگرمی باشه

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 20:37 توسط .:. "پوروچیست و جاماسب" .:.


 

تو کاغذای قدیمیم دنبال یه طرح می‌گشتم ، یهو با یکی از پر.سپکتیوای کلاس استاد س مواجه شدم ! هنوزم نمی‌دونم تصادفن کار من افتاد دست تو یا شیطنت بچه ها بود* نمی خوامم بدونم !

اون جا که نوشتی در ترسیم اجسام کوچک تر دست کمی ترس دارد** و اون آخرش که نوشتی با تقدیم احترام و پوزش از اظهار نظر راستی چه امضای قشنگی .

یادآوری پسری که شاید اون موقع بزرگ‌ترین ویژگیش به نظرم هم رنگی کفش و کمربند (سلام گنجشک قسمت دوم چی شد ؟) و کیفش بود ! و تازه خیلیم بی ادب بود چون با دخترا بحث می‌کرد .

یه لحظه فک کردم کاش پیشم بودی .

 

 

* کارا رو جمع کرد و بعد داد تا خودمون در مورد کارای هم‌دیگه نظرمون پای کار بنویسم .

** حقیقت محض بودا !

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 0:11 توسط .:. "پوروچیست و جاماسب" .:.


 

من خوبم فقط مثل هنرپیشه‌ی اون فیلمه که دیر می‌رفت سر کار تا اخراجش کنن دیر می‌رم و اخراجمم نمی‌کنن ، مثل اون .

من خوبم فقط هر چی به شنبه نزدیک تر می‌شیم بیش‌تر و بیش‌تر نگران می‌شم در حالی که باید خوش‌حال باشم .

من خوبم فقط سر کلاس وقتی می‌خواستم نوک تو اتود بندازم و نوک برای بار دوم شکست بغضم ترکید و تقریبن از جلوی نگاهای متعجب فرار کردم .

من خوبم فقط پول تلفنم دو هزار و پونصد تومن اومده که هزار و سی‌صد چهارصد تومنشم هزینه ی ثابتیه که مخابرات می‌گیره .

من خوبم فقط دوست ندارم ریخت هیچ آدمی‌زادی رو ببینم .

من خوبم فقط هر چی زار می‌زنم این بغض لعنتی هنوز سر جاشه .

من خوبم فقط یه هفته‌س حموم نرفتم ، منی که اگه دو روز یه بار حموم نمی‌رفتم سر از دیوونه خونه درمی‌آوردم .

من خوبم فقط تمام تلاشم رو می‌کنم که در مقابل خوردنی مثل جاروبرقی عمل نکنم و نمی‌تونم .

من خوبم فقط نمی‌دونم چرا چند ده صفحه جزوه‌ای که باید پاک‌نویس کنم رو ول کردم به امان خدا .

من خوبم فقط می‌ترسم برم پیش دکتر و این بار بزندم .

من خوبم فقط شب که می‌خواستم برگردم خونه مسیر رو اشتباه رفتم .

من خوبم فقط ...

آره منم خوبم فقط باید دنبال یه تعریف جدید برای بد بودن باشم .

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 0:53 توسط .:. "پوروچیست و جاماسب" .:.


 

فکر میکنم تو اگر بودی چه کاری میکردی ؟ حتما میرفتی بیرون و میدویدی سرت رو رو به آسمون میگرفتی و سعی میکردی برفها رو بادهنت بگیری با انگشتت روی برفها نقاشی میکردی یک گلوله از برف درست میکردی و میاوردی داخل و اب شدنش رو نگاه میکردی میرفتی مقابل ایینه از اب شدن دونه های برف روی موهات ذوق میکردی

هی دختر شیطون همه ی این کارها رو به جای تو انجام دادم

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 8:48 توسط .:. "پوروچیست و جاماسب" .:.